شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت

سال‏ها بود زهر در کام داشتی و دم برنمی‌آوردی.

سال‏ها بود به هر بهانه‌ای راه خانه مخفی مادر را پیش می‏گرفتی و زائر شبانه‌اش بودی، دردت را به خاک او که نمی‏گفتی، دیگر چه کسی می‏توانست مرهم زخم‌هایت باشد؟

سال‏ها بود حتی برای زیارت مزار جدت باید از ازدحام نگاه‌های مرموز و پرکینه‌ای عبور می‏کردی و خود می‏دانستی معنی آن نگاه‌ها را.

سال‏ها بود پشت صبر را به خاک رسانده بودی و طاقت برایت شده بود لهجه هر مصیبتی.

بااین‌حال، هر که از هرکجا بی‌نصیب می‏ماند، راه خانه تو احاطه‌اش می‏کرد و ناگاه، خود را جلوی دروازه کرامت تو می‏دید و بی‌پروا طلب می‏کرد حاجتش را.

آخر می‏دانست کریمی و به این صفت از همه به جدت شبیه‌تری؛ حتی چهره نورانی‌ات، همه را مسافر روزهای خوش مدینه با رسول می‏کرد.

از کوچه که می‏گذشتی، هر کس به بهانه‌ای در مسیر راهت می‌ایستاد تا لحظه‌ای، جلوه‌ای از بهشت را در سیمای ملکوتی تو ببیند و تو با آن لبخند بی‌ریا و مهربانت به او سلام کنی؛ درست مثل جد بزرگوارت.
خبرو عکس: اسماعیلی

mahdavifar

Next Post

10 نکته برای شروع یک روز رویایی

ش اکتبر 27 , 2018
صبح مهم‌ترین قسمت روز است. اگر از دنده‌ی چپ بیدار شوید می‌توانید مطمئن باشید که روز بدی در انتظارتان است اما برعکس؛ اگر شروع خوبی داشته باشید می‌توانید در ادامه هم روز خوبی داشته باشید. چیز را هرروز صبح به خودتان بگویید به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری میزان، صبح […]

مطالب داغ

آمار بازدید

وب ساز : منصور سرلک
Call Now Buttonمشاوره تلفنی کرونا