گفتگو با دکتر اسماعیل رزقی ملکی فرزند شهید علی رزقی ملکی به مناسبت بزرگداشت روز شهدا


خودتان را معرفی کنید:
دکتر اسماعیل رزقی ملکی؛ متولد سال ۱۳۵۳ در شهرستان ملکان از استان آذربایجان شرقی، جراح کلیه و مجاری ادراری، متأهل، دارای دو فرزند دختر و پسر که دخترم ۱۴ ساله و پسرم ۸ ساله، هستم. در حال حاضر کارمند رسمی دانشگاه علوم پزشکی تهران شاغل در بیمارستان بهارلو بوده و دارای سه برادر و فرزند سوم خانواده هستم. همچنین افتخار فرزند شهید بودن و برادر جانباز بودن رادارم.

در مورد دوران تحصیل خود بفرمایید:
دوران تحصیلی را در شهر محل تولدم ملکان که یکی از شهرهای بسیار زیبا و سرسبز کشورمان است و به نام شهر خوشه‌های طلایی به سبب صادرات انگور معروف است، گذراندم. دوران ابتدایی را در مدرسه شهید ملأ باقری، دوران راهنمایی را در مدرسه انقلاب و دوران دبیرستانم را در دبیرستان حضرت امام خمینی (ره) در رشته تجربی سپری کردم.
در دوران دبیرستان شرایط درسی و مطالعه‌ام به نحوی خوب و مؤثر بود که من و اکثر همکلاسی‌ها به دنبال قبولی در رشته دلخواه از قبیل پزشکی و دندانپزشکی بودیم، بعد از یک سال شرکت در رده‌های کمک‌آموزشی اکثراً در رشته‌ها و شهرهای دلخواه قبول شدیم.

در خصوص دوران دانشجویی خود بفرمایید:
در سال ۱۳۷۲ در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و در سال ۱۳۹۱ در رشته تخصصی ارولوژی (جراحی کلیه و مجاری ادراری) دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در بیمارستان شهید لبافی نژاد تهران (قطب ارولوژی کشور) رشته جراحی کلیه را در محضر اساتید بزرگی همچون استاد ناصر سیم فروش و استاد عباس بصیری گذراندم.

دارای مدرک بورد تخصصی جراحی کلیه و مجاری ادراری ناباروری هستم که باافتخار اعلام می‌کنم در امتحان بورد شفاهی کشوری نفر سوم شدم و در حال حاضر در همین رشته در بیمارستان بهارلو و چند بیمارستان شامل خیریه، دولتی، نیمه‌خصوصی و خصوصی مشغول طبابت و عمل جراحی هستم.
چرا رشته پزشکی را انتخاب کردید؟
از دوران کودکی علاقه زیادی به پزشکی داشتم تا این لحظه هم به‌هیچ‌عنوان دلیل اصلی‌ام مالی نبوده و واقعاً حس انسان‌دوستی، دلسوزی و کاهش درد بیماران بود. در دوران قبل از دانشگاه همیشه کتاب گیاهان دارویی و کتاب‌های مربوط به آشنایی با بیماری‌ها را مطالعه می‌کردم. حتی دفتری داشتم زمانی که خودم یا اطرافیان بیمار می‌شدند، داروهای تجویزی و مکانیسم اثر ساده آن را از پزشکان سؤال کرده و می‌نوشتم. همچنین دوره طرح کاد که دوره‌ی در دبیرستان بوده و دانش آموزان هفته‌ای یک روز باید در حرفه‌ای که علاقه داشتند، فعالیت می‌کردند، من دوره عملی دندان‌سازی و تزریقات و پانسمان را انتخاب کردم و در این زمینه فعالیت کردم.

سوابق اجرایی خود را بفرمایید.
بعد از فارغ‌التحصیلی در اوایل سال ۱۳۸۰ در شهرستان اسلامشهر در بخش خصوصی مشغول طبابت شدم و برای استخدام در سیستم دانشگاه بسیار مشکل بود و پس از پیگیری‌های فراوان بالاخره موفق شدم در شبکه بهداشت و درمان شهرستان اسلامشهر استخدام شوم و به‌عنوان پزشک در مرکز بهداشت درمان روستای الغدیر مشغول شدم. بعد از مدتی با توجه به تعهد کاری و علاقه به خدمت و ده گردشی‌هایی که انجام دادم به‌عنوان مسئول مرکز انتخاب شدم.
در ادامه به‌عنوان همکاری در طرح کشوری MR، کارشناس مسئول واحد بیماری‌های شبکه انتخاب شدم و طی دو سال، فعالیت‌های اجرایی متعدد، راه‌اندازی و انجام ویزیت‌های رایگان در سطح شهرستان، تشکیل واحد بسیج جامعه پزشکی شبکه، تشکیل واحد ایثارگران، مدیر امداد و بهداشت بسیج ادارات شهرستان، همکاری با هلال‌احمر، همکاری با واحد نظارت بر درمان، کارشناس نظارت بر امور درمان و کارشناس نظارت بر امور درمانگاه‌ها، تدریس در دانشگاه‌های پیام نور و آزاد، سرپرست اورژانس ۱۱۵ شهرستان و اورژانس ۱۱۵ دانشگاه را داشتم.
اورژانس ۱۱۵ آن زمان خیلی وضع اسف‌بار و ناراحت‌کننده‌ای داشت با توجه به شرایط جاده‌های منتهی به اسلامشهر از قبیل جاده‌ی احمدآباد، جاده ساوه و جاده شورآباد که در سطح شهرستان فقط یک پایگاه اورژانس ۱۱۵ با مأموریت‌های متعدد بود، با پیگیری‌هایی مستمر و حمایت مسئولین دانشگاه و وزارت خانه اقدام به تأسیس ۸ پایگاه اورژانس شد که برای هرکدام از آن‌ها، از اولین مرحله اخذ مجوز اداری تا احداث ساختمان و کانکس، جذب نیرو و آمبولانس، حتی آب، برق و تلفن فرایند بسیار سختی طی شد این فعالیت‌ها در سطح کشور کم‌نظیر بود؛ لذا در جلسات اورژانس کشوری به‌عنوان نمونه، مطرح و تقدیر می‌شد.
درزمینهٔ فرهنگی و کارهای پژوهشی خود بفرمایید:
کارهای فرهنگی، علمی و اجرایی عبارت‌اند از آموزش‌های بیماری‌های واگیر و غیر واگیر برای چند صد نفر از اقشار مختلف مردم، آموزش کارکنان، بسیج ادارات و کارخانه‌ها، پیگیری و برگزاری چندین کارگاه آموزشی CPR برای پزشکان عمومی که با همکاری اساتید طب اورژانس، بیهوشی و اورژانس تهران انجام شد، آموزش‌های مربوط به موارد اورژانس ۱۱۵ برای مردم که خیلی استقبال شد، تدریس و آموزش موارد اورژانس و بیماری‌های شایع اورولوژی برای همکاران پرستار که در ICU بیمارستان‌های دانشگاه فعالیت می‌کردند.
تدریس در دانشگاه‌های پیام نور و آزاد، همکاری به‌عنوان پزشک افتخاری آسایشگاه معلولین و سالمندان کهریزک از سال ۱۳۹۶ که واقعاً لذت‌بخش است، درمان و ویزیت افتخاری برای سالمندان و معلولین خستگی از تن آدم رفع می‌کند، پزشک معتمد نیروی انتظامی و عضو اصلی کمیسیون پزشکی در معافیت سربازان به مدت چندین سال، حضور در برنامه‌های آموزشی صداوسیما از شبکه خبر و شبکه سلامت در خصوص بهداشت فردی، مصاحبه با روزنامه‌ها و مجلات در خصوص آموزش‌های پزشکی در رشته تخصصی که بیشتر از طریق ایسنا و باشگاه خبرنگاران جوان انجام شد، برگزاری رده‌های مدیریت بحران در ستاد مرکزی دانشگاه و در حال حاضر نیز در بیمارستان بهارلو در خدمت دانشجویان پزشکی هستم.
با توجه به اینکه مطب خصوصی دریکی از مناطق اسلامشهر بود که اکثراً از قشر ضعیف بودند. در چند سال که آنجا بودم بابت درمان بیماران که از قشر ضعیف بود هزینه‌ای دریافت نمی‌کردم. سطح اقتصادی مردم آنجا خیلی پایین بود از مواجه با افرادی که مشکل برای خرید دارو داشتند رنج می‌بردم. یکی از دوستانم به نام دکتر سید عزیز غفاری با توجه به شناختی که از آن منطقه داشت و وضعیت مردم آن منطقه مخصوصاً آن شهرک را می‌دید، بانی پرداخت هزینه داروی بیماران بی‌بضاعت شد و پیشنهاد داد ویزیت رایگان با شما و پرداخت هزینه‌های دارویی، بستری و درمانشان از من و حتی ایشان به خانواده‌هایی که از بابت مسائل زندگی‌شان هم مشکل داشتند، کمک‌های ویژه‌ای انجام می‌داد که بهتر است از این افراد که بی‌نام‌ونشان هستند، یاد شود.
درزمینهٔ پژوهش و مقالات از زمان تحصیل تخصصی، علاقه داشتم و مشوق اصلی من دکتر بهزاد نارویی هم‌دوره‌ای‌ام بود که چندین سال در قسمت‌های پژوهش و موارد مرتبط کارکرده بود. من در این دوره برای کامل کردن داده‌ها و اخذ بعضی اطلاعات کارکردم و ۳ مقاله چاپ کردم، مقالاتی در ارتباط با کانسر پروستات، سنگ‌های کلیه و مقایسه و کمک گرفتن از سی‌تی‌اسکن در تشخیص نوع سنگ بود. مقاله چهارمی که پیگیرش هستم تا چاپ شود و از پایان‌نامه‌ی خودم مربوط به عدم نزول غدد جنسی در اطفال است.
چرا تصمیم گرفتید آزمون تخصص شرکت کنید؟
مواجهه و دیدن مسائل و مشکلات مردم انگیزه شد، وجود چند نفر از اطرافیان که با مشکل مربوط بیماری‌های کلیه و مجاری ادرار باعث شد بعد از وقفه ۸ یا ۹ ساله، مرخصی بگیرم و برای ادامه تحصیل و آزمون تخصصی آماده شوم.
با مطالعات فراوان و حضور در رده‌های رزیدنتی که اوایل خیلی سخت بود تا شرایط مطالعه در کتابخانه و منزل را فراهم کنم، باعث شد که در این زمینه به‌نوعی به اهدافم برسم و تنها دلیل موفقیت و قبولی آزمون رزیدنتی این بود که ایمان و باور قلبی داشتم که با توکل به خدا و تلاش و کوشش مستمر و عدم توجه به شکست یا مسائل منفی، موفق خواهم شد.
خیلی وقت‌ها در کتابخانه بیمارستان لقمان حکیم تنها بودم و از صبح تا شب مطالعه می‌کردم. گاهی وقت‌ها که این سعی و تلاش، کارهای اداری، اجرایی و پزشکی را که مرور می‌کنم، به خور می‌بالم حتی چند نفر از دوستانم که بعد از من در رشته‌های تخصصی فارغ‌التحصیل شدند میگویند ما وقتی سعی و تلاش و کوشش شمارا می‌دیدیم، انگیزه می‌گرفتیم که با تلاش می‌توانیم موفق شویم و خوشبختانه آن‌ها هم در رشته‌های دلخواه مشغول طبابت هستند.

چطور از اسلامشهر به بیمارستان بهارلو آمدید:
بعد از فارغ‌التحصیلی با توجه به اینکه در شبکه بهداشت و درمان اسلامشهر شرایط لازم برای جراحی فراهم نبود، از طرفی برای اینکه بتوانم از تخصص ام بهتر استفاده کنم؛ برای انتقال به بیمارستان اقدام کردم، نسبت به بیمارستان بهارلو تقریباً شناخت خوبی داشتم، وجود این بیمارستان در منطقه جنوب شهر و مراجعه بیماران از مناطق جنوبی استان تهران و نیازی که این بیمارستان به متخصص اورولوژی داشت، باعث شد این بیمارستان را انتخاب کنم.
ابتدا مدتی به‌عنوان مأمور مشغول بودم و سپس خوشبختانه با مساعدت و حمایت جناب آقای دکتر موسوی موحد ریاست بیمارستان که خودشان از پزشکان بسیار مؤمن و مخلص برای نظام مقدس کشورمان هستند، توانستم به‌صورت رسمی و دائم منتقل شوم.

نقش فرزندان خانواده شاهد و ایثارگر را در انتقال ارزش‌های دفاع مقدس و انقلاب چه میدانید:
در این کشور و نظام مقدس ما در زمان حضرت امام (ره) و اکنون در زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای خوشبختانه در هر مقطع زمانی از ارزش‌ها و زحمات و جان‌فشانی و خون‌هایی که توسط ایثارگران، شهدا و جانبازان برای این مرزوبوم هدیه شده به نحوی قدردانی کرده‌اند و در بیشتر موارد ایثارگران الگو بوده‌اند و ما تا زمانی که خدای مهربان را شاهد و ناظر اعمال خود قرار دهیم، از ائمه و قرآن پیروی کنیم، همیشه راه حق را طی کنیم، از خون شهدا و فداکاری ایثارگران سو استفاده نکنیم و در هر کاری تلاش و کوشش مستمر و مؤثر داشته باشیم، می‌توانیم الگو و اثرگذار در دیگران باشیم که می‌تواند بهترین تبلیغ برای انقلاب و دفاع مقدسمان قرار گیرد.
به‌عنوان فرزند شهیدی که برادر جانباز هم هستید از مشکلاتی که با آن‌ها مواجه هستید بفرمایید:
انشالله همه مردم کشورمان سلامت و سالم و خوشبخت باشند ولی کسی که با یک جانبازی که مشکل اعصاب و روان یا مشکل جسمی دارد، مواجه نشده و یا طعم بی‌سرپرستی را نچشیده کمتر متوجه می‌شود، مثل شرایطی که ما تا زمانی که سرما نخوریم قدر سلامتی را متوجه نمی‌شویم. تمامی مشکلات و رنج‌ها را خانواده‌های شاهد و ایثارگر تحمل می‌کنند زیرا هدف ایثارگران و شهدا هدف مقدس و ارزشی برای انقلاب و مردم کشورمان بوده و افتخار هم می‌کنند.

زندگی ما انسان‌ها واقعاً مجموعه ایست از غم و شادی و خیلی از انسان‌ها هرچقدر هم در رفاه باشند ناخواسته با مشکلات مواجه می‌شوند؛ ماهم مثل بقیه هستیم ولی یکسری از مشکلات که اکثر فرزندان شهدا و یا جانبازان حس می‌کنند، خیلی سنگین و دردآور است، مثلاً بچه‌ای که همیشه پدر و مادر کنارش بوده و زمانی برای حفظ عزت، شرف و دفاع از ناموس مردم این مرزوبوم پدر از خانواده جداشده و شهید می‌شود و یا حتی به درجه جانبازی نائل می‌شود. باوجوداینکه هدف مقدس و افتخارآفرین است، ولی غم نداشتن سرپرست در اکثر مواقع زندگی در دوران تحصیل، کودکی مناسبت‌های مختلف زندگی در زمان بیماری، بستری بودن مشاهده می‌شود.
خانواده‌ها و فرزندانی که در منزل جانباز دارند و دچار مشکل اعصاب و روان یا مشکل جسمی از قبیل بینایی حرکتی و قطع نخاع که جلوی چشم خانواده‌هایشان پرپر می‌شوند و بعضی کم‌لطفی‌هایی که می‌شنویم این‌ها سهمیه دارند، دردآور است. آری سهمیه ما مواجهه باغم و غصه‌هایی بوده که تابه‌حال دیده و چشیده‌ایم، غم و غصه‌هایی که یک پدر یا یک ایثارگر جلوی فرزند و خانواده‌اش روزبه‌روز از شدت درد، رنج روحی روانی و جسمی حالش وخیم‌تر می‌شود و پرپر می‌شود.

تفاوت خود را به‌عنوان فرزند شهید با سایر افراد چه می‌دانید؟
من و بقیه فرزندان شهدا و جانبازان همه مثل هم از یک جنس هستیم. واقعیتی که هست ما باید خودمان را باور کنیم و به خودمان ایمان داشته باشیم که به هر هدف مقدسی که بخواهیم با سعی و تلاش خواهیم رسید و هیچ‌وقت خودمان را دست‌کم نگیریم. ما به‌راحتی و با سعی، تلاش، تمرین و تکرار به هر هدفی بخواهیم مارسیم.
در رشته پزشکی هر دو مقطع عمومی و تخصص امتحانات آخر ترم یا امتحان ارتقا هیچ ربطی به سهمیه قبولی ندارد و اکثراً بچه‌های ایثارگر باعزت و افتخار موفق به کسب بهترین نمره‌ها می‌شدند، بنده در امتحانات برد تخصصی شفاهی که دکتر قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت فرمودند از این امتحانات به دلیل سختی خاصی که دارد، معمولاً حداقل شرکت‌کننده‌ها قبول می‌شوند، من در این امتحان نفر سوم شدم. هیچ‌کس نسبت به دیگری از هوش و استعداد ویژه و قابل‌توجهی برخوردار نیست بلکه این باور قلبی، ایمان و یقین همراه با سعی و تلاش مداوم هست که بیشترین عامل موفقیت است.
ما هم جزئی از این مردم هستیم و شاید ملاحظاتی به خاطر احترام به خانواده‌ها در اکثر کشورهای دنیا انجام شود، ولی نهایتاً خیلی افراد هم که نفرات برتر بودند؛ در دانشگاه برای تحصیل و هر کاری که هدفشان بوده کمتر وقت گذاشتند و کمتر هم نتیجه دیده‌اند.
حسی که از فرزند شهید بودن یا جزو خانواده ایثارگر بودن دارید، بفرمایید:
کسی که از جان و مال و خانواده و خیلی از لذت‌های زندگی‌اش می‌گذرد و برای دفاع از ناموس و شرف مردم کشورش جان خود را فدا می‌کند یا به درجه جانبازی یا اسارت نائل می‌شود، در هر مکان و زمان مورداحترام و افتخار وطنش است و باعث سربلندی و سرافرازی خانواده‌اش است و من هم همین احساس رادارم.
خاطره‌ای از پدرتان دارید؟

با توجه به اینکه زمان شهادت پدرم سنم کم بود، خاطره‌ای ندارم و شرایطش هم نبوده ولی همیشه از تمام مردم شهرم و اطرافیان از انسانیت و تعهد و اخلاص پدرم شنیدم و می‌شنوم.
خاطره از اعزام برادر بزرگ‌ترم در زمان حضورش در جبهه است، برادر بزرگم آن زمان ۱۴،۱۵ ساله بود، عازم جبهه شد و من با مادرم برای پست کردن نامه می‌رفتیم و یا در صف‌های طولانی تلفن انتظار می‌کشیدیم تا جبهه را بگیرند و بتوانیم با برادرم چنددقیقه‌ای صحبت کنیم.
تابه‌حال خواب پدرتان را دیده‌اید؟
یکی دو بار، ولی اصلاً در ذهنم نیست که بیان کنم.
ازنظر شما نقش ایثارگری در نسل سوم و چهارم چگونه می‌تواند ایفا شود و الگو قرار بگیرد:
واقعیت این است که خود ایثارگران با رفتار و کردارشان در عمل و مخصوصاً صداوسیما و رسانه‌های ملی ما با به تصویر کشیدن زندگی ایثارگران می‌توانند برای نسل‌های بعدی، آموزش دفاع از ارزش‌های انقلاب، اسلام، دفاع از حیثیت و ناموس و شرف این مردم و کشورمان را به‌نوعی یادآوری کنند. به‌این‌ترتیب دیگران بدانند برای عزت و سربلندی این مردم و نظام چه فداکاری‌هایی شده و چه خون‌هایی ریخته شده و نسل‌های بعد هم این حس سربلندی و مقابله با استعمار را یاد بگیرند و زیر بار ظلم و ستم نروند و مردممان را همچنان عزتمند و سربلند نگه‌دارند.
اهل ورزش هستید و چه ورزش‌هایی می‌کنید؟
من در بسیاری از رشته‌های ورزشی فعالیت داشتم، البته چند سالی که به علت تحصیل در دوران تخصص در این زمینه وقفه افتاد. در حال حاضر صبح‌ها پیاده‌روی می‌کنم و گاهی باشگاه می‌روم.
علاقه‌ی شدیدی به فوتبال دارم و اکثراً در دبیرستان و دانشگاه به‌عنوان دروازه‌بان بازی می‌کردم تا حدی به این رشته علاقه دارم که یک سال در فدراسیون پزشکی ورزشی استان تهران به‌عنوان پزشک مسابقات فوتبال باشگاه‌های ورزشگاه شهید شیرودی فعالیت داشتم. خودم علاقه زیادی به تیم پرسپولیس دارم.
چه کسانی در موفقیت شما تأثیر داشته‌اند؟
در رأس همه مادر و برادر بزرگ‌ترم که تمام زندگی، وقت و انرژی‌شان را صرف تحصیل من و دو برادر دیگرم کردند که همیشه مدیون و سپاسگزارشان هستم. در زمان تحصیل تخصص فداکاری و ازخودگذشتگی همسرم که تمام امور زندگی و بچه‌ها بر عهده‌اش بود و باعث شد من موفق شوم و همیشه سپاسگزارش هستم.
در دوران دبیرستان معلمین بخصوص دو تا از پزشکان شهرمان که فوق‌العاده انسان‌های بامحبت و معروفی بودند و ازنظر مالی مردم را خیلی مراعات می‌کردند و مورداحترام و محبوب مردم بودند، باعث تقویت انگیزه‌ی اولیه من شدند.
بهترین دوران زندگی شما کدام دوران است؟
من خدای مهربان را خیلی شاکر و سپاسگزارم که واقعاً وقتی به هر دوره از زندگی‌ام برمی‌گردم و مرور می‌کنم لذت می‌برم که از وقت و زمانم خوب استفاده کردم و هیچ‌وقت لذت‌های زودگذر و موقتی را فدای لذت‌های دائمی نکردم، بهترین دوره‌ام دوره‌ی ازدواج و تولد فرزندانم بوده ولی همیشه از تمام دوره‌های زندگی‌ام راضی بودم.

صحبت پایانی:
مردم این سرزمین برای حفظ عزت و سربلندی این کشور خیلی زحمت‌کشیده‌اند و خون‌های زیادی ریخته شده و بنا به فرمایش حضرت امام خمینی (ره) این مسئولیت‌ها و پشت میز نشستن‌ها به خاطر وجود این مردم و برای این مردم است که معنی پیدا می‌کند. خواهشی که از بعضی از مسئولین دارم این است که نسبت به رفع مشکل این مردم و خانواده‌های شهدا، جانبازان و ایثارگران بی‌تفاوت نباشند و نسبت به رفع مشکلات مخصوصاً مشکلات معیشتی این مردم و اقشار آسیب‌پذیر تلاش بیشتری بکنند. من دوست دارم مزار شهدای گمنام در محوطه سازمان‌ها وادارات قرار داده شود تا بعضی از مسئولین حداقل با دیدن مزار این عزیزان، بدانند که اگر پشت میزهای ریاست نشسته‌اند، این به‌راحتی به دست نیامده و مبادا اقدام به اخذ حقوق نجومی کنند و مبادا مشکل مردم را فراموش کنند.
خبر:اسماعیلی
عکس: گلمحمدی

قالب وردپرس خريد هاست طراحي سايت