آدرس : خیابان طالقانی نبش غذادارو  -    تلفن تماس : 66475055

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان
گفتگویی صمیمانه با جناب آقای دکترسیدمهدی بلورچی ریاست محترم حوزه ریاست دانشگاه - مصاحبه با ایثارگران - اخبار : ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی تهران
اطلاعیه
داوطلبین گرامی لطفا قبل از طرح سوال جدید سوالات موجود در آرشیو سوالات را با دقت مطالعه نمایید زیرا به سوالات تکراری پاسخ داده نمیشود.
مصاحبه با ایثارگران : گفتگویی صمیمانه با جناب آقای دکترسیدمهدی بلورچی ریاست محترم حوزه ریاست دانشگاه
فرستنده منصور سرلک در تاريخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ ۹:۱۴:۵۱ (3131 بار خوانده شده)

 

آقای دکتر لطفا خودتان را معرفی کنید ؟

بسم الله الرحمن الرحیم : من سید مهدی بلورچی متولد شهرمقدس قم هستم  همسرم کارشناس علوم آزمایشگاهی است که بعداز 20 سال خدمت بازنشسته شده است و در حال حاضر خانه دارمی باشد حاصل این زندگی مشترک 3  فرزند می باشد . دو فرزندم ازدواج کردند و فرزند سوم دانشجوی مهندسی صنایع می باشد.



دوران تحصیل را کجا گذرا ندید؟

دوران ابتدایی و بخشی ازدوران دبیرستان در شهرقم گذارنده ام دیپلم را در تهران گرفته ام تحصیلات عالیه در یک دوره دوساله کاردانی علوم آزمایشگاهی در یک آموزشگاهی وابسته به وزارت بهداری سابق سپری کردم پس از طی دوره طرح چهارساله نیروی انسانی در شهرستان قزوین به تهران آمدم و در دانشگاه شهید بهشتی استخدام ودربیمارستان لقمان به عنوان سوپروایزر علوم آزمایشگاهی مشغول به کار شدم و بعد از مدتی به عنوان مدیر بیمارستان  لقمان منصوب شدم و پس ازآن به دعوت مسئولین وزارت بهداشت در وزارتخانه مشغول به کار شدم هم زمان 7 سال دوره دکترای علوم آزمایشگاهی را در دانشگاه علوم پزشکی ایران گذارندم .

چرا رشته  علوم آزمایشگاهی را  انتخاب کردید؟

بعداز دیپلم در سه رشته در انیسیتوها و مدارس عالی پذیرفته شدم  که رشته تربیت معلم  و رشته فنی و رشته علوم آزمایشگاهی من را زودتربه هدفم می رساند و در واقع علاقه شخصی خودم بود و از انتخاب این رشته خیلی راضی هستم .

فعالیت های پژوهشی وعلمی خود را بیان بفرمایید ؟

در دوران دکترا در اغلب سمینارها مشغول به فعالیت شدم و سعی کردم پایان نامه دکترا را  به گونه ای بر دارم که دست نایافتنی باشد که بتوانم به آن دست پیدا کنم  و همین امر هم اتقاق افتاد موضوع پایان نامه ام برای اولین بار در ایران اتفاق افتاد و همچنین سعی کردم در جامعه به گونه ای خدمت کنم که مورد پذیرش همکاران خودم باشم و در حال حاضر عضو هیئت مدیره انجمن دکتری علوم آزمایشگاهی می باشم  و سعی می کنم به گونه ای آموزش ببینم که بتوانم رهبری بخشی از جامعه ی خودم را به عهده داشته باشم البته قرار گرفتن در کنار آقای دکتر لاریجانی به دلیل شخصیت والای علمی ایشان وخلق وخویی پژوهشی من نیز با ایشان هماهنگ شده ام و به تبع آن مقالات و کتابهایی دارم وهمچنین در رشته خودم در بخش هماتولوژی  همانطور در  بخش بانک خون تدریس می کنم در واقع تدریس را خیلی دوست دارم اگر چه تدریس من مربوط به دانشجویان می باشد و سعی می کنم به گونه ای کار کنم که برای محیط کار آنها را آماده کنم و بتوانند در آینده انسانهایی توانا برای جامعه خود باشند  و تلاش  نموده ام برای احیای تست کنترل قند خون و دیگر تستهای بیوشیمائی و هدفم این بوده که بتوانم کمکی کنم .

چطور شد در جبهه حضور پیدا کردید ؟

حضور من در جبهه به دوران انقلاب سال 57 باز می گردد که مربوط می شود به تاسیس یک بانک خون در دوران انقلاب و ماجرا از این قراربود که پیش بینی می شد در مراسم تاسوعا و عاشورای سال 57 درگیری بین مردم و سربازان شاه شدت پیدا کند با توجه به تجربه ای که به عنوان یک کاردان ورزیده علوم آزمایشگاهی داشتم به فکر ایجاد یک بانک خون در منزل یکی از موئمنین در نزدیکی بیمارستان سوم شعبان افتادم . اگر مردم نتوانستند مجروحین را به بیمارستان انتقال دهند در خانه ی این فرد آنها را درمان کنیم وماهم تمام گروه های خونی را آماده  کردیم . البته تهیه کیسه خون و یا آنتی سرم گروه های خونی نیز دردسرهای خاص خودش را داشت و این سا بقه باعث شد تا به فکر استقرار یک مرکز درمانی در جبهه باشیم  اگرچه در دوران جنگ لشکرهای ارتش تشکیلات مربوط به درمان نیروهای خود از جمله بیمارستان های سیار و صحرایی را داشتند ولی بحث حضور بسیج در جبهه ها  و نبود این امکانات باعث شد که فکر ایجاد بهداری در خط مقدم جبهه برای کمک به مصدومین جنگ صورت گیرد به پیشنهاد سردار فتحیان کار راه اندازی این مرکز درمانی در خط مقدم صورت گرفت .این کار ظرف مدت کمی اتفاق افتاد با کمک دوستان درمانگاهی صحرایی در یک زمین مسطح با 200 تخت اورژانس ایجاد نمودیم  و اولین مسئولیت من درآن زمان به عنوان مسئول اوژانس صحرایی در خط مقدم در یکی از روستاهای سوسنگرد به نام دقاقیه بود که در واقع برای من که نه تجربه سربازی و نه تجربه جنگ را داشتم تجربه خوبی بود .

 

در کدام  عملیات های رزمی حضور داشتید؟

در عملیات رمضان ،کربلای 5 و4 و یک عملیات در غرب کشور با نام حضرت ابوالفضل در پادگانی در سرپل ذهاب و آخرین عملیات هم مرصاد بود البته هروقت هم نیاز بود جزء تیم های اضطراری به جبهه اعزام می شدم.    

خاطراه ای از جبهه برای ما بازگو کنید؟

چون انقلاب و جنگ نزدیک به هم بود می توانم بگویم هرروز و هر ساعتش برای من خاطره است جنگ تحمیلی که شروع شد من ازدواج کرده بودم و دارای دو فرزند هم بودم دو خاطره دارم .

خاطره اول : برمی گردد به عملیات بیت المقدس که به شدت مریض بودم این بیماری به علت شدت گرمای منطقه بود و از طرفی چون مسئولیت درمانگاه به عهده من بود و دلم نمی خواست که این مسئولیت را از من بگیرند بلاخره این بیماری را به سختی تحمل کردم این وضع را تا پایان عملیات بیت المقدس ادامه داشت.

 خاطره دوم : بحث ساختن سنگر بود که سنگر توسط خود رزمندگان  ساخته می شد با کمترین امکانات شروع به ساختن سنگر کردیم برای زدن پایه سنگر نیاز به گونی 50 کیلویی شن بود و برای بستن درب گونیها نیاز به ریسمان داشتیم با تلاش زیاد سیمی پیدا کردیم شروع به کشیدن کردیم هر چقدر می کشیدیم تمام شدنی نبود بلاخره سیم را از یک جا قطع کردیم و کار بستن گونی های شن به اتمام رساندم تا این که صبح روز بعد که تجسس نیروهای گشت ارتش را برای یافتن علت قطع سیم تلفن مشاهده کردم فهمیدم که ما سیم تلفن را قطع کرد ه ایم در حالیکه آنها گمان می کردند نیروهای دشمن این کار را انجام داده اند.

 آیا با دوستان دوران جنگ ارتباط هم دارید؟

تا کنون جلسه ای با آنها نداشتم هرچند وقت یکبار آنهارا می بینم . مدتی پیش یکی از دوستانم که سالها آن را ندیده بودم با آن روبروشدم خیلی شکسته شده بود چرا چون به آنها بعد از جنگ توجه نشده یکی دیگر از دوستانم به نام آقای محسن بلندیها بود که آن هم شهید شد و برای من شهادت ایشان دردآور بود . به هر حال سعی می کنم با مرور خاطرات شیرین به یاد آنها باشم . از دوستان دیگرم که از اساتید دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند آقایان دکتر عباس ربانی ، دکتر کاسب ،دکتر نجفی و دکترطهماسبی که به عنوان اساتید برجسته دانشگاه علوم پزشکی هستند میتوان نام برد .

بخشی از ایثارگریها ؟

یک چیزهایی است که در انحصار می باشد و دیگر به وقوع نمی پیوندد مثل داستان نبوت که دیگر تکرار شدنی نیست یا اینکه داستان جنگ که دیگر تکرارنمی شود و هر چه بگردید رسالت نبی اکرم تکرار نشدنی است یا داستان امامت اینها فقط مختص به دوران هایی از حیات انسان است که تکرار نمی شود .

زیبایی های سخنان حضرت امام خمینی (ره ) که تمامی اینها تکرارنمی شود آهنگ کلام امام هم تکرار نشدنی است می توانیم بگوییم که ما تشنه آهنگ امام هستیم می توانیم بگوییم تحولات اخیری که در عربستان اتفاق افتاده مخصوصا در مکه ومدینه تمامی اینها حاصل نوع ونگاه مردم به خدا ونبوت است که نبوده و در حال حاضر دارد اتفاق می افتد .اسلام از قدیم تا به الان دشمنان زیادی داشته و خیلی ها دارند فعالیت می کنند که دین گسترش پیدا نکند ولی بسیاری از افراد تلاش می کنند و مشتاق هستند که دین در بین مردم جهان گسترش جهانی پیدا کند و این برمی گردد به آن پایه و اساس کار که اگر به آن بها دهیم هیچ قدرتی نمی تواند آنرا تضعیف نماید . اگر بخواهیم به انقلاب خود نگاه بیندازیم انقلاب اسلامی ایران مدیون مرجعیت شعیه به رهبری امام راحل می باشد  و مرجعیت هم مدیون امامت است هرچه به مرجعیت احترام بگذاریم مسیر اسلام را ادامه داده ایم مرجعیت در کشور شیعی همه چیز است اگر توجه کافی به آن شود خاطرات می تواند برایتان زودتر تداعی شود . اگر بحث مرجعیت را باز نماییم اندیشه کردن است چرا چون می توانیم معضلات و مشکلات جامعه را بهتر کنترل کرد. مرجعیت یعنی مردم را نسبت به فرمان خدافرمانبردارنمایید .پس اندیشیدن ما برای نسلهای حال وآینده نکته اساسی می باشد .فکر کنیم که صاحب اندیشه هستیم مثلا در ماجرای کربلا توجه امام حسین (ع) به جوانان بیشتر بود . یا می توانیم ماجرای حر ابن یزید ریاحی در بستر اندیشیدن و مرجعیت و جوانمردی دیده شود .در جبهه های ایران هم جوانان از مسیر اندیشه نگاه می کردند نه از مسیرسلاح یا خمپاره و .... حتی می توان به جرات گفت که خود شهادتشان از مسیر اندیشیدن بوده است و ایثارگری عزیران ایثارگر فقط  مختص همان دوران  جبهه و جنگ نبوده  و ادامه دارد  ..  

 

 به روز بودن اندیشه چه تاثیری در زندگی اجتماعی دارد؟

یک چیز که برای من خیلی جالب است بحث رنگها می باشد در رنگها خیلی تحول می شود ایجاد کرد رنگها می تواند در شخصیت انسان هم موثر باشند همانطور که رنگ بنفش می تواند در ایثارو فداکاری تاثیر زیادی داشته باشد . نوآوری هم می تواند در رفتار و شخصیت انسانها موثر باشد برای من به یقین ثابت شده که در دنیا بحث وحدانیت و اعتقاد به توحید و مفاهیم دینی که همگی اینها نشان دهنده نجات انسانها می باشد می تواند موفق باشد ما هرچه در قبال رفتارهای دینی تلاش کنیم موفق تر می شویم به نظر من مسئولین امر باید در این زمینه بیشترتلاش کنند. در واقع مردم را به طرف دیندار شدن تقویت کرد . خانواده ها را  تا می توانیم تقویت نماییم  اگر بخواهیم اندیشه های حضرت امام خمینی (ره) توسعه یابد مردم را در دین نگه داشتن باید توانا کرد. .

 

عوامل پیشرفت خود را در چه چیز می بینید ؟

دعای مادرم

برای سلامت روحی و جسمی چکارمی کنی ؟

مشغولیت با کار . در واقع کار مرا  راضی می کند کار را خیلی دوست دارم فعالیت به من روح و جان می دهد .

 

ورزش هم می کنید؟

نه

چه زمانی بهترین دوره زندگیتان بود؟

پس از انقلاب اسلامی

حرف آخر ؟

آنهایی که رهبری جامعه را به عهده دارند به رویکرد مردم جامعه و همچنین برنامه هایی که برای آینده در نظر دارند باید به خوبی فکر کنند . در کشور ما می توانم بگوییم یک نوع حس برتری طلبی وجود دارد که این حس برتری طلبی باعث می شود که در رفتار های بیرونی از جمله در زمینه های اجتماعی ویا اقتصادی و .... موثر باشد و این حس به ما این اجازه را می دهد که ما بتوانیم در کارمان رشد کنیم همانطور که ما در جنگ پیروز میدان بودیم البته این حس و مظلومیت در ما عجین شده است .

 

بلاخره به عنوان کلام آخرباید بگویم دانشگاهها را باید تقویت و توانا کرد .   

خبر قبلی - خبر بعدی صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه از این خبر یک pdf بساز


سایر خبرها
۱۳۹۶/۸/۳۰ ۱۳:۴۰:۰۰ - انا لله و انا الیه راجعون
۱۳۹۶/۸/۲۷ ۱۳:۲۰:۰۶ - انا لله و انا الیه راجعون
۱۳۹۶/۸/۲۷ ۱۱:۵۴:۲۹ - شهادت امام رضا(علیه‌السلام) تسلیت باد
۱۳۹۶/۸/۱۷ ۱۳:۲۰:۰۰ - اسلام را عاشورا بیمه کرد و عاشورا را اربعین.
۱۳۹۶/۸/۷ ۱۱:۵۰:۰۰ - سلسله گفتگوهای دفتر امور ایثارگران با رزمندگان دانشگاه / آقای دکتر احمدعلی نوربالا

 

وبساز : منصور سرلک

شماره تماس : 09127769108