آدرس : خیابان طالقانی نبش غذادارو  -    تلفن تماس : 66475055

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان
گفتگوبا آقای تقدسی جانباز و آزاده مسئول بخش فیزیوتراپی بیمارستان شهید مطهری - مصاحبه با ایثارگران - اخبار : ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی تهران
اطلاعیه
داوطلبین گرامی لطفا قبل از طرح سوال جدید سوالات موجود در آرشیو سوالات را با دقت مطالعه نمایید زیرا به سوالات تکراری پاسخ داده نمیشود.
مصاحبه با ایثارگران : گفتگوبا آقای تقدسی جانباز و آزاده مسئول بخش فیزیوتراپی بیمارستان شهید مطهری
فرستنده منصور سرلک در تاريخ ۱۳۹۲/۱/۱۹ ۹:۵۸:۵۴ (2132 بار خوانده شده)

روابط عمومی دفتر ایثارگران دانشگاه: گفتگویی صمیمانه خودرا با نبی‌اله تقدسی کارشناس فیزیوتراپی و مسئول بخش فیزیوتراپی و  همچنین مسئول بسیج جامعه پزشکی بیمارستان شهید مطهری،این چنین آغازنمود.



 با سلام

 آقای تقدسی، لطفاً خودتان را کامل معرفی کنید؟

 در ابتدا از دفتر امور ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی تهران تشکر می کنم به خاطر ارج نهادن به روح بلند ایثارگران، رزمندگان و جانبازان عزیز دانشگاه بنده نبی اله تقدسی متولد 1342 در شهرگلپایگان بدنیا آمدم .

دوران ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را کجا بوده اید؟

من از سن پنج سالگی در تهران زندگی می کردم دوران ابتدایی و راهنمایی را در مدرسه کوروش در نظام آباد تهران و دبیرستان را در دبیرستان دهخدا در خیابان نیروی هوایی گذراندم.

در کدام دانشگاه تحصیل کرده اید؟

 بعد از اسارت در سال 1369-1370 در دانشگاه علوم پزشکی تهران در رشته فیزیوتراپی مشغول تحصیل شدم و در سال 1375 فارغ التحصیل شدم.

چه شد که این رشته را انتخاب کرده اید؟

راستش در دوران تحصیل ما بر اساس رتبه، رشته تحصیلی را هم انتخاب می کردیم من هم دررشته فیزیوتراپی ادامه  تحصیل دادم و وخوشحالم از اینکه در این رشته توانستم تحصیل کنم.

 

چه فعالیت های علمی، پژوهشی، اجرایی ، فرهنگی و علمی تا کنون داشته اید؟

در بیمارستان شهید مطهری فقط فعالیتهای فرهنگی داشتیم.

 چه شد که به جبهه رفتید؟

بعد از اینکه دوان دبیرستان را در سال 1361؛ به اتمام رساندم . به عضویت بسیج درآمدم.همزمان با شروع  جنگ تحمیلی به خاطر دفاع از میهن و کشورم  داوطلبانه و با رضایت پدر و مادرم به جبهه رفتم . 3 ماه اول جبهه را در غرب و سومار و بعد از آن هم در جبهه سرپل ذهاب و3 ماه دیگر هم در جبهه ماندم و در عملیات والفجر در فکه از ناحیه چشم مجروح شدم و بعد از مجروحیت بود که به اسارت عراقی ها درآمدم و حدود 7 سال نیم در زندانهای عراق اسیر بودم .

خاطراتی که در جبهه و یا در زمان اسارت داشتید را بازگو کنید؟

خاطرات زیاد است می توانم بگویم هر روزی که در اسارات بودم به نوعی جزئی از خاطرتمان محسوب می شود.خاطراتی که از آن زمان دارم هم خوب و البته بسیارش بد بود؛  تحمل دوری از خانواده و کشور برایمان خیلی سخت می گذشت از آنجایی که در دوران اسارت هیچگونه امکاناتی در اختیار ما نبود حتی نمی گذاشتند موقع  برپایی نماز هم با هم باشیم و یا اینکه اجازه نمی دادند  به صورت گروهی صحبت کنیم؛ تنها چیزی که سختیها و شکنجه های زندان را برایمان آسان می کرد با هم بودنمان بود. چرا چون همه رزمندگانی  که در یک گردان بودیم با هم  به اسارات در آمدیم تا آخرین لحظه آزادی هم با هم بودیم. در زمان اسارت از تمامی خبرهای روزانه محروم بودیم و از دنیای بیرون هیچگونه اطلاعی نداشتیم فقط زمانی که روز نامه‌های عربی را برایمان می‌آورند و یا اسیران جدید را به اردوگاه ما انتقال می دادند می‌توانستیم اطلاعات جدیدی را کسب کنیم و تنها سرگرمی ما این بود که ازطریق صلیب سرخ کتابهایی به زبان انگلیسی در اختیار ما قرار می گرفت که می توانست برای ما سرگرمی خوبی محسوب شود و از طرفی همین امر باعث شد که در این زمینه پیشرفتهای زیادی داشته باشم .از دیگر خاطرات دوران اسارت که خیلی هم سخت گذشت این بود  که نمی توانستیم با دیگر اسرای ایرانی ارتباط تنگاتنگ داشته باشیم  و همین امر باعث شده بود که نتوانستیم از تجربیات همدیگر در طول دوران اسارت استفاده نماییم زیرا در زمان اسارت ازتمامی قشرها و گروههاازدکتر ، مهندس،  خبرنگار گرفته  تا دیگر گروهها اسیر داشتیم و از هر کدام می توانستیم چیزهای زیادی یاد بگیریم.

زمانی که آزاد شدید چه حسی داشتید؟

اول اینکه اصلاً فکر نمی کردیم روزی آزاد شویم و زمانی که به ما خبر دادند که اسیران را آزاد خواهند شد آنقدر خوشحال شده بودیم که همدیگر را در آغوش می گرفتیم و گریه می کردیم.

عوامل پیشرفت شما چیست؟

باید بگویم که پیشرفت انسانها بستگی به نیازشان دارد، با تبادل اطلاعات و انتقال تجربه بود که توانستم در سال 1375 که آزاد شدم به فکر ادامه تحصیل باشم زیرا زمانی که اسیر شدم تازه دیپلم گرفته بودم و خیلی دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم و به لطف خدا و دعاهای پدر و مادر توانستم موفق بشوم.

نقش آزادگان، رزمندگان وایثارگران در انتقال ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس چیست،

با بازگو کردن خاطرات و سختیهایی که در آن زمان متحمل شدند تا کشور و مردم را از چنگال دشمن نجات بدهند قطعاً نقش بسیار مهمی می توانند در انتقال ارزشهای اسلامی نیز داشته باشد.

 در چه سالی ازدواج کردید؟

 در سال 1372 که در حال تحصیل بودم ازدواج کردم و حاصل این ازدواج دو پسر 17 و 18 ساله است که یکی در دانشگاه رشته عمران می خواند ودیگری سال آخر دبیرستان است.

چه رشته ورزشی را دوست دارید؟

ورزش پینگ پنگ و فوتبال را خیلی دوست دارم و در حال حاضر هم اگر وقتش باشد حتماً بازی خواهم کرد. 

بهترین دوران زندگیتان چه زمانی بوده است؟

زمان اسارات؛ به این دلیل که درسهای زیادی از دوستانم یاد گرفتم که توانست در زندگیم به من کمک کند.

 چه افرادی در موفقیتهای شما تاکنون نقش بیشتری داشته اند؟

اول از همه خدا و پدر و مادر و همسرم.

نظرتان را درباره راه اندازی مرکز تحقیقات سلامت ایثارگران چیست؟

فقط می توانم بگویم که اقدام بسیار خوب  و به جایی است.

سخن آخر؟

پیامی که شهیدان عزیز، جانبازان، رزمندگان و ایثارگران داشتند و دارند این است  که همیشه از ولی فقیه پیروی کنید تا آسیبی به کشوروارد نشود و همیشه در زندگی روزمره صبرداشته باشند چون کلید همه موفقیتها صبر و شکیبایی است و با توکل بر خدا انشاء‌اله هر روز شاهد پیشرفتهای  بیشتری خواهیم بود.

خبر قبلی - خبر بعدی صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه از این خبر یک pdf بساز


سایر خبرها
۱۳۹۶/۶/۲۹ ۱۰:۰۰:۰۰ - به مناسبت هفته دفاع مقدس با رزمنده گرامی دکتر رئیس کرمی عضو محترم هیئت‌علمی و رئیس گروه کودکان بیمارستان امام خمینی (ره) به گفتگو نشستیم
۱۳۹۶/۶/۲۰ ۸:۴۰:۰۰ - میلاد کاظم آل محمد(ص) مبارک باد
۱۳۹۶/۶/۱۵ ۱۲:۵۰:۰۰ - سلام بر صاحب غدیر
۱۳۹۶/۶/۱۳ ۱۵:۰۰:۰۰ - گفتگوی صمیمی و جذاب با رزمنده و جانباز گرامی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر غفاری معاون محترم دفتر نهاد رهبری در دانشگاه
۱۳۹۶/۶/۸ ۱۵:۴۰:۰۰ - عید قربان با نماز و عبادتش، با ذکر و دعایش، با قربانى و صدقات و احسانش، بسترى براى جارى ساختن مفهوم عبودیت و بندگى است .

 

وبساز : منصور سرلک

شماره تماس : 09127769108