آدرس : خیابان طالقانی نبش غذادارو  -    تلفن تماس : 66475055

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان
گفتگو با جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی استاد محترم دانشگاه ، جراح عمومی و فوق تخصص جراحی عروق - مصاحبه با ایثارگران - اخبار : ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی تهران
اطلاعیه
داوطلبین گرامی لطفا قبل از طرح سوال جدید سوالات موجود در آرشیو را با دقت مطالعه نمایید زیرا به سوالات تکراری پاسخ داده نمیشود.
مصاحبه با ایثارگران : گفتگو با جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی استاد محترم دانشگاه ، جراح عمومی و فوق تخصص جراحی عروق
فرستنده منصور سرلک در تاريخ ۱۳۹۲/۱/۲۸ ۹:۲۲:۳۶ (6642 بار خوانده شده)

به گزارش روابط عمومی دفتر ایثارگران دانشگاه دکتر مقیمی مدیر امور ایثارگران دانشگاه در جلسه ای  صمیمانه با جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی، جراح عمومی و فوق تخصص جراحی عروق و استاد محترم  دانشگاه علوم پزشکی تهران شاغل در بیمارستان سینا، به گفتگو نشست.



آقای دکتر از اینکه امروز وقتتان را به ما اختصاص دادیم سپاسگزارم.

لطفاً خودتان را معرفی کنید؟

محمدرضا ظفرقندی هستم؛ در سال 1337 در محله سرچشمه تهران متولد شدم؛ پدر و مادرم هم متولد تهران نیز هستند و در سال 1361 ازدواج کردم که حاصل این ازدواج دو فرزند دختر که یکی دانشجوی رشته روانشناسی است و دیگری لیسانس کامپیوتر و فرزندم سوم پسر است که دوران دبیرستان را طی میکند.

دوران تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در کجا گذراندید؟     

تمام دوران تحصیلم از ابتدایی تا دوران دبیرستان رادرمدرسه علوی در خیابان ایران به اتمام رساندم.

در چه رشته ای و در کدام دانشگاه تحصیل کرده اید ؟ و اکنون در چه رشته ای فعالیت میکنید؟

بعد از اتمام دوران دبیرستان درسال 1354-1355 دررشته پزشکی دانشگاه تهران که در آن زمان هنور تفکیک نشده بود قبول شدم. هم اکنون رئیس بخش جراحی عروق و تروما در بیمارستان سینا و همچنین استاد تمام در دانشگاه علوم پزشکی تهران هستم.در واقع می توانم بگوییم که رشته تخصصی من جراحی عمومی و فوق تخصص جراحی عروق در دانشگاه تهران سپری نموده ام  و بخش جراحی عروق دانشگاه در بیمارستان سینا وهمچنین بخش آندووسکولاررا هم در این بیمارستان  راه اندازی کردم.

چه شد که این رشته را انتخاب کردید؟

راستش خودم به رشته های علوم انسانی بیشتر علاقه داشتم ولی به پیشنهاد پدر و مادرم که همیشه قابل ستایش هستند برای من و همچنین به دلیل زمینه‌‌های تحصیلی و مذهبی خانواده‌ام رشته پزشکی را انتخاب کردم.

فعالیتهای علمی، پژوهشی، اجرایی و فرهنگی تاکنون داشته اید چه بوده ؟

من هم مانند دیگراساتید برای اینکه بتوانم به استاد تمامی برسم 41 مقاله داخلی و خارجی، 4 جلد کتاب ، 100 مقاله ارائه شده در کنگره ها، 4 کتاب ترجمه شده و مقالاتی ارائه شده که عبارتند از: بررسي خطر ابتلا به انواع سرطانها در رزمندگان جنگ تحميلي مواجهه يافته با گاز خردل-طراحي، پياده‌سازي و ارزشيابي نظام مراقبت از بيماران سانحه ديده در مركز آموزشي ـ درماني سينا تهران -  طرح تحقيقات حوادث و سوانح--   طرح تحقيقاتي بيماريابي سرطان پستان در سالهاي 1370 تا 1372 در شهر تهران-   طرح تحقيقاتي مرگهاي قابل پيشگيري در بيماران ترومايي در بيمارستانهاي سينا و شهداي تجريش از خردادماه 75 تا 76 -   طرح ملي تحقيقاتي سوانح و حوادث "گزارش شهر تهران" را ارائه داده ام خوشبختانه طرح تحقیقاتی جدیدی راه اندازی کردیم که میزان بروز سرطان درمجروحین گاز خردل و مطالعه کهورت، از سال 1381 این طرح را شروع کردیم که تعداد 7500 رزمنده شیمیایی را در کل کشور با 7500 رزمنده غیر شیمیایی مقایسه کردیم که به نظر من این مقاله در دنیا بی نظیراست. .

چگونه به جبهه رفتید؟

اوایل1362 که هنوز دانشجو بودم به صورت غیر پزشکی و امدادگری و نیروی کمک بهداشتی به جبهه  اعزام شدم ؛ تا اینکه وزارت بهداشت ستادی را به سرپرستی دکتر جلیل عرب خردمند و دکتر عین الهی راه اندازی کردند و به این صورت تیم های اضطراری شکل گرفت و یک تحول مثبتی درتمام دانشگا ه ها بخصوص در دانشگاه علوم پزشکی تهران بود. این تیم از تمام رده های گروه پزشکی بود که به این صورت ستاد شکل گرفت تشکیل تیمهای اضطراری که متشکل شده بود از پزشکان حاذق و سرشناس در رشته های تخصصی مانند ارتوپدی، جراحی عمومی، آزمایشگاه، تکنیسین و... که اکثراین پزشکان از دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند.مدیریت تیم های پزشکی در اکثر مواقع به عهده خود ما بود کارتیم های اضطراری درزمان عملیات به این صورت بود که ازخط مقدم تا بیمارستانهای صحرایی را پوشش می دادند . هرگاه حملات سنگینی پیش می آمد و زخمی های زیادی داشتیم بلافاصله به تیم اضطراری خبر می دادند اگر راه دور بود با هلکوپترویا هواپیما  130C_ اعزام می کردند و اگر هم راه نزدیک بود با اتوبوس ما را به محل مربوطه می بردند و ماهم تمام سعی مان را می کردیم تا مجروحین را مداوا کنیم و اگرچه در آنجا امکانات کم بود زخمی هایی که حالشان بدتر بود را به بیمارستانهای صحرایی در نزدیکی شهر می بردیم. بسیاری از شهدای دانشگاه جزء همین تیم های اضطراری بودند. و بنده افتخار حضور در 15 عملیات را داشتم.

دوستان دوران جنگ را نام ببرید آیا از وضعیت آنان مطلع هستید.

دکترعباس ربانی، دکتر محققی، دکترسادات، دکتر کریمی، دکتر ثابت، دکتر میرشریفی، دکتر ماندگار، مرحوم دکتر میرخانی، دکتر نوربالا و دکتر ارشدی که از اساتید برجسته دانشگاه علوم پزشکی تهران هستند همراه بودم و هم اکنون با برخی از این اساتید در ارتباط هستم.

مکان مجروحیت، نحوه مجروحیت و چگونگی درمان را بیان کنید؟

عملیات والفجر 4 ازهمه عملیاتهایی که شرکت داشتم سخت تربود و من درعملیات والفجر4 بود که با تعدای از رزمندگان در خاک پنج وین عراق شیمیایی شدم. برای درمان هم یادم است که زمانی که ما را به خط مقدم بردند تا آنجا که توانستیم نیروهای زخمی را از محل خارج کردیم و به درمانگاههای صحرایی رساندیم و با تعدادی دیگر از رزمندگان درمحل پنج وین عراق ماندیم تا از پیشروی دشمن جلوگیری کنیم که متاسفانه از مواد شیمیایی استفاده کردند و چون تا آن زمان از این مواد استفاده نکرده بودند ما هم نمی دانستیم که بویی که در منطقه پیچیده بود چه بویی بود  بعدا متوجه شدیم که این بوی گاز خردل است که علائم آن همراه با اسهال، استفراغ  بود. به همین خاطر اکثر رزمندگانی که با ما بودند شیمیایی شدند و تنها کاری که توانستیم در آن موقع انجام دهیم .این بود که جلوی بینی و دهانمان را ببندیم.و ازاین منطقه خودمان را نجات دهیم .وبعد با ماشین جیپ عراقی ها که در آن نزدیکی بود توانستیم خودمان را به رودخانه شیلر برسانیم و بعد از آن ما را به یک بیمارستان صحرایی در مریوان انتقا ل دادند وسپس به تهران اعزام کردند شدت حمله به حدی بود که وقتی در تهران با خانواده ام روبرو شدم من را نمی شناختند . .

آیا برای درمان به خارج از کشور اعزام شده اید؟

خیر من تا آنجا که توانستم درمان را در کشور خودمان انجام دادم که خوشبختانه با اراده خداوند و همکاری پزشکان تا حدودی سلامتی ام را بدست آوردم.

چگونه با مجروحیت کنار آمدید؟

به هرحال کسانی که در آن زمان برای دفاع از خانواده و کشورشان به صورت داوطلب به جبهه ها اعزام می شدند قطعاً عواقب آن را هم در نظر داشتند و خودشان را برای هر خطری آماده می کردند و کسانی که شهید شدند که خوش به حالشان و کسانی هم که مجروح شدند باید با این مشکل کنار می آمدند من هم مانند بقیه رزمندگان و به لطف خداوند و خانواده ام توانستم با این مشکل مبارزه کنم.

لطفاً از خاطرات زمان جنگ برایمان بگویید؟

خاطرات زیاد است یکی از اولین خاطراتم از زمان سال 57 بود که تازه انقلاب شده بود که من دبیر دبیرستان مفید بودم در همان حینی که دانشجوی پزشکی بودم به عنوان معلم هم تدریس می کردم در آن زمان عضو انجمن اسلامی دانشگاه بودم و از من دعوت کردند که در مدرسه علوی جزء استقبال کنندگان ازحضرت امام خمینی (ره ) باشم . در واقع به نوعی هم در مدرسه بودم و هم در دانشگاه یادم است که در روز 13 آبان 57 تمام دانش اموزان  با دانشجویان هم صدا شده بودند برای تظاهرات به دانشگاه تهران رفته بودند و من که در آن زمان عضو انجمن اسلامی دانشگاه بودم با یک موتوردر دانشگاه  بچه ها را هدایت می کردم تا اتفاقی برای آنها نیافتد.

از دیگر خاطرات من برمی گرددبه دوران دفاع مقدس  آن زمان  درعملیات والفجر 4 بود که یک سری مجروح بود که بین آنها یکی از شاگردانم را دیدم که به شدت مجروح شده بود و به دلیل مجروحیت یکی از پاهایش را از دست داد بود یادم است که این فرد که نام آن شهید محمد باقر فیاضی بود با همان پای قطع شده دوباره به خط مقدم رفت و در همان جا به شهادت رسید که رشادت و دلیری این شهید بزرگوار را هیچگاه فراموش نمی کنم.

      

یکی دیگر از خاطراتم این است که در یکی از همین عملیاتها بود که در یک ماشین وانت تعداد زیادی از شهدا و مجروحین را آوردند و به تیم ما گفتند که هر چه زودتر اونهایی که مجروح هستند را به داخل درمانگاه صحرایی ببرید  در همان موقع من با یک چراغ قوه رفتم با لای ماشین تا ببینم کدام یک از این افراد مجروح شده اند تا برای مداوا به درمانگاه ببرم در همان لحظه مجروحی را دیدم  و اظهار داشتند که شهید شده ولی من با چراغ قوه ای  که  در دست داشتم به صورت او انداختم دیدم چشمهایش بسته ولی به محض اینکه خواستم پیاده شوم دیدم او تکان خورد و به سرعت آن رزمنده را به درمانگاه برای مداوا انتقال دادیم و هر کاری که از دست تیم پزشکی بر می آمد برای آن مجروح انجام شد.خوشبختانه به لطف خدا و دوستان پزشک زندگی این رزمنده را نجات دادیم که این خاطرات برای من بسیار با ارزش و مهم هستند.

یکی دیگرازخاطرات من این است که مجروحی را آورده بودن که خون زیادی ازش رفته بود و متاسفانه در آن زمان که گروه خونی این مجروح oمنفی بود در آن لحظه کسی با این گروه خونی نبود به غیر از خودم که با دادن خون توانستم جان این رزمنده را نجات بدهم که این باعث افتخارمن است که با هدیه دادن خونم توانستم جان انسانی را نجات بدهم.

چگونه میتوان طرز تفکر ایثارگران را به دیگران انتقال داد و نقش ایثارگران در انتقال ارزشهای انقلاب و دفاع مقدس چیست؟

انتقال تجربیات به نسل جدید کمی سخت است و ما باید واقعیت را قبول کنیم که شرایط آن زمان ایثارگری تا الان فرق می کند. اول اینکه در آن موقع رهبری مانند امام خمینی (ره) را داشتیم و دوم دفاع از کشورمان بود؛ الان  باید سعی شودکار فرهنگی  بیشتری انجام شودتا ما بتوانیم به نسل جدید بگوییم که نیازهای کشور و مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. و اما ما می توانیم درحال حاضردرحوزه درمان، و بعد سلامت مردم همچنین در بحث های علمی دنیا ؛با ارائه دادن مطالب به جوانان تفهیم کنیم که میراث این کشور به سادگی بدست نیا مده و ما باید تلاش کنیم تا نیازها ی کشوررا بازگو کنیم تا  بتوانیم به پیشرفتهای بیشتری دست یابیم .

برای سلامتی روحی و جسمی چه کار باید انجام داد؟

خب برای سلامت جسمی باید ورزش کرد که خود من هم برای بهبود وضعیتم همیشه ورزش می کنم همچنین سالم زندگی کردن و سلامت روح ، از جمله پارامترهای اجتماعی متعددی دارد که برای سلامتی روح از همه مهمتر مذهب، اعتقاد به معنویات و آخرت است که به سلامت روح کمک می کند.به نظر من اگر فرد بتواند اعتقادات مذهبی در خود تقویت نماید می تواند سالم باشد .

 

آقای دکتر دفتر امور ایثارگران دانشگاه پیگیرتاسیس یک مرکزتحقیقات سلامت ایثارگران می باشد لطفا نظرتان در این مورد بفرمائید؟

به نظر من خیلی خوب است به شرط اینکه معاونت پژوهشی با شما در این زمینه همکاری کنند .  درواقع یک کار علمی خوبی است و از طرفی جانبازان هم می توانند هر 6 ماه یکبار مورد چکاب قرار گیرند .نتیجه منطقی این بحث هم برای تحقیقات علمی می تواند مفید باشد .

آقای دکتر آیا در زمان جنگ به بعدازجنگ هم فکرکردید؟

در زمان جنگ فکر می کردیم آینده کشور نیاز به ساخته شدن به علم دارد.سازندگی در کشور بعد از جنگ مورد هدف همه بودو این موضوع چه در زمان جنگ و چه بعداز جنگ همه احساس می کردیم. در زمان جنگ تا زمانی که لازم بود جنگ کنیم و بعد از جنگ به دنبال علم برویم و نقایص را برطرف کنیم .

رشته ورزشی مورد علاقه تان چیست؟

فوتبال و شنا از ورزشهای مورد علاقه من هست که خوشبختانه مدالهایی هم در این زمینه ها کسب کرده ام

 

چه عواملی و افرادی در پیشرفت شما موثر بوداست؟عقاید دینی بود که من را به این سمت وسوی کشانده است بعد هم خانواده ام.

بهترین دوران زندگیتان کی بوده است؟

بهترین دوران زندگی ام دورانی بود که دبیر بودم و به بچه ها درس می دادم.

حرف آخر:

از شما و همکاران تشکر می کنم به دلیل ساماندهی این مجموعه که کار بسیار مهمی است بحث ایثارگران که فقط منحصر به دوران جنگ نیست ایثارگری یعنی اوج یک انسان برای خدمت به مردم و کشور؛ همانطور که وقتی ائمه و پیامبران به اوج معنویت می رسیدند خداوند آنها را برای هدایت و مشکلات مردم الگو قرار می داد.

ما باید سعی کنیم هر کسی در محیط  کارخودش نیازها را به نوعی حل نماییدچه در بعد علمی و چه در زمینه درمانی که خواسته  تما م مردم  جامعه است حل وفصل نماید.

 همچنین در احادیثی که از ائمه اطهارآمده: که شما پزشکان در جایگاهی قرار گرفته اید که مردم به شما احتیاج دارند و این نعمتی است که خداوند به شما داده است و از این نعمت خسته نشوید اگر این فکر رابکنیم مردم به ما مراجعه خواهند کرد.

با تشکر و سپاس.

 

خبر قبلی - خبر بعدی صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه از این خبر یک pdf بساز


سایر خبرها
۱۳۹۶/۵/۲ ۱۴:۱۰:۰۰ - مصاحبه با استاد جانباز دانشگاه، آقای دکتر ماشاالله ترابی
۱۳۹۶/۴/۲۸ ۹:۲۰:۰۰ - شهادت جان‌سوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه‌السلام تسلیت باد
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۵۱:۰۴ - جملات الهام بخش برای زندگی
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۴۹:۳۴ - جملات الهام بخش برای زندگی
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۴۸:۰۶ - جملات الهام بخش برای زندگی

 

وبساز : منصور سرلک

شماره تماس : 09395296868