آدرس : خیابان طالقانی نبش غذادارو  -    تلفن تماس : 66475055

  • Cougar

    متن تصویر

  • Lions

    متن تصویر

  • Snowalker

    متن تصویر

  • Howling

    متن تصویر

  • Sunbathing

    متن تصویر

یک لرن مرجع تخخصی وبلاگ نویسان
مدیر امور ایثارگران در نشست صمیمانه با جناب آقای دکتر حسین قناعتی رییس مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی (ره) و جانباز گرامی هشت سال دفاع مقدس به گفتگو پرداخت متن این گفتگو به شرح زیر میباشد - مصاحبه با ایثارگران - اخبار : ایثارگران دانشگاه علوم پزشکی تهران
اطلاعیه
داوطلبین گرامی لطفا قبل از طرح سوال جدید سوالات موجود در آرشیو را با دقت مطالعه نمایید زیرا به سوالات تکراری پاسخ داده نمیشود.
مصاحبه با ایثارگران : مدیر امور ایثارگران در نشست صمیمانه با جناب آقای دکتر حسین قناعتی رییس مرکز تصویربرداری بیمارستان امام خمینی (ره) و جانباز گرامی هشت سال دفاع مقدس به گفتگو پرداخت متن این گفتگو به شرح زیر میباشد
فرستنده منصور سرلک در تاريخ ۱۳۹۲/۷/۱۱ ۱۰:۰۰:۰۰ (2683 بار خوانده شده)

بنیان گذار مجله رادیولوژی ایران است ، در بیمارستان امام خمینی (ره) نخستین شبکه کامپیوتری را راه اندازی نموده و  اولین کمیته علمی انجمن اسلامی را به کمک دوستانش پایه گذاری کرده در پروژه های تحقیقاتی متعددی مشارکت داشته و اکنون رئیس مرکز تحقیقات رادیولوژی نوین و تهاجمی است ، از استادان فرهیخته دپارتمان  رادیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران و رئیس مرکز تصویر برداری بیمارستان امام خمینی (ره) می باشد . درعملیات های مختلف دفاع مقدس شرکت داشته و جبهه را قطعه ای از بهشت میداند  با افتخار از هم رزمان شهیدش یاد میکند وبه شهیدان قبطه میخورد  . بهترین مقطع زندگی خود را حضور درخط مقدم و زمان عملیات میداند .



جناب آقای دکتر قناعتی ضمن تشکر از وقتی که در اختیار ما گذاشتید  لطفا" خودتان را معرفی نمائید

من  حسین قناعتی متولد 1342 در شهر تهران درمحله میدان خراسان بدنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی ام را درتهران در مدرسه علوی اسلامی، دوران راهنمایی و دبیرستان در مدرسه موسوی واقع درخیابان 17 شهریور سپری کردم . سال 63 در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران قبول شدم ودرسال 74 تخصص رشته رادیولوژی در همین  دانشگاه به اتمام رساندم ، چند دوره تکمیلی و فوق تخصص را در انگلستان و یک دوره هم دراتحادیه اروپا گذراندم و فلوشیپ رشته نورواینترونشن را دارم .

چه شد رشته پزشکی را انتخاب کردید؟

با رتبه خوبی که داشتم ترجیح دادم این رشته را انتخاب کنم . پس از فارغ التحصیل شدن از دوره عمومی تصمیم گرفتم در رشته ای ادامه تحصیل بدهم که واسطه تکنولوژی باشد. سال 68 امور تحقیقاتی و کامپیوتر در پزشکی را با کمک دو نفر از دوستان خود دکتر افتخاری و دکتررضوی شروع کردم، و متعاقب آن به بیمارستان امام آمدم و دوره دستیاری رادیولوژی را شروع کردم. برای اولین  بار شبکه کامپیوتری در کشور را در بیمارستان امام  راه اندازی کردم.  در اوایل  این بیمارستان با هشت کامپیوتر کار می کرد ولی الان به حدود پانصد ترمینال رسیده است.

ارتباطتان با خانواده چگونه است ؟

پدرم یکی ازکاسبین با ایمان میدان خراسان و مورد وثوق اهالی محل بودند. ایشان بسیار منظم  بودند به خاطر دارم ایشان مسئول اتاق اصناف پوشاک در تهران  بودند و قبل از انقلاب  از معدود افرادی بودند که همه او را قبول داشتند و او را به عنوان یک مدیر با تجربه وکارآمد می شناختند.  . از مدیریت ایشان تجربه جالبی به یادگاردارم فرمولی برای خود داشتند " میزان محاسبه سود مشخص شده بود و اگر کسی بالاتر از قیمت تعیین شده در هر نقطه تهران می فروخت ایشان با عواملشان که بازرسهای خبره ای بودند با آنها برخورد می کرد به گونه ای که این نظم و رعایت قیمت نهادینه شده بود و کسی جرات عبور از خط قرمز تعیین شده را نداشت"

 پسرم علی در مدرسه نیکان مشغول به تحصیل و خیلی هم قوی و اهل مطالعه و منطقی است. علاوه بردرس های مدرسه به بیولوژی هم علاقه خاصی دارد. دخترم در رشته شیمی دانشگاه الزهرا تحصیل می کند. وی به ورزش علاقه زیادی  دارد. در خانواده ی ما تفاهم خیلی خوبی حاکم است به همین دلیل بچه ها در این محیط بدون تنش رشد کردند و این از برکات  داشتن همسرخوبی است که خداوند به من عطا کرده . علی رغم تمکن مالی ، زندگی ساده ای دارم با توجه به اینکه می توانم برای خودم یک زندگی مرفهی فراهم نمایم ولی افکارم به من اجازه را نمی دهد و ساده زیستی را بر هرچیز ترجیح می دهم و بچه ها هم سعی کردند ساده زندگی کنند .


ازسوابق پژوهشی و آموزشی ذکری بفرمائید؟

 اولین کار پژوهشی من درسال 66 شروع شد آن زمان دانشجوی سال سوم پزشکی بودم . در آن زمان از تحقیقات خبری نبود . با کمک دو نفر از دوستانم کمیته علمی انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تهران را راه اندازی کردیم که منجر به خیلی از فعالیت های علمی در داخل کشور و خارج کشور شد. در این کمیته  افراد بزرگی همچون دکتر نقوی کسی که مرکز تحقیقات قلب را راه اندازی کردند و الان در امریکا هستند و دکتر سامانی که از اساتید برجسته ژنتیک در کانادا هستند و چند ژن را کشف کردند  والان در دنیا صاحب نظر هستند. می توان گفت این مجموعه باعث خیلی از خیرات شد . این گروه تحقیقاتی همچنین در زمان جنگ برای برنامه ریزی دفاع شیمیایی ، میکروبی و رادیوبیولوژی به سپاه پاسداران خیلی کمک  کرد. حتی طرحهایی آماده شد که اگر دشمن به شهرهای ما حملات شیمیایی داشته باشد بتوانیم به دفاع ازخود بپردازیم چون صدام  قصد حمله به شهرهای ما را داشت  به همین خاطر ما آمادگی کامل در این زمینه را داشتیم.  درسال 68  با دکتر علویان و دکترلاریجانی و دکتر محمدحسین مدرسی مجله طب و تزکیه را راه اندازی کردیم و معتقدیم که یک  طبیب اگر تزکیه نداشته به درد نمی خورد علاوه براینکه باید علم را بداند باید متخلق به اخلاق الهی هم باشد و مجله خوبی شد آقای دکتر علویان ادامه داد و اکنون تحت عنوان  موسسه  کوثر فعالیت میکند و مجلات مختلفی را با بهترین کیفیت پوشش می دهد . این تجربه موجب شد که من هم یک مجله مستقل به نام مجله انگلیسی زبان IJR در زمینه رادیولوژی راه اندازی نمایم و پس از تلاش های بسیار به عنوان رتبه ششم در بین مجلات دانشگاه شناخته شد در حال حاضر شصت درصد مقالات مربوط به اساتید خارج کشور میباشد و الحمدالله این مجله در دنیا به خوبی مطرح شد . از دیگر کارهای پژوهشی که در اواخر اینترنی و همزمان با شروع رزیدنتی درخارج از دانشگاه داشتم با کمک دکتر علیرضا کریمی دفتر آموزش و پژوهش را در بیمارستان امام راه اندازی کردیم  و برنامه های آموزشی  پژوهشی نهادینه شد و در این بخش هم تجربه هایی کسب کردیم همچنین در زمینه کلیشه رادیولوژی و علل تکرار رادیولوژی بررسی انجام دادیم  که این هم کار موفقی بود. در سالهای بین 69 و70 با کمک دکتر قریشی مقاله ای تنظیم کردیم در مورد علت طولانی شدن بستری بیماران در بخش های بالینی

 بعد از رزیدنتی به عنوان مشاور دکترکابلی که درآن زمان معاون پشتیبانی دانشگاه بودند درکارهای اجرایی و رادیولوژی کمک کردم . بالافاصله پس از فارغ التحصیلی توسط مرحوم آقای دکتر کابلی به ریاست مرکز تصویربرداری منصوب شدم.

در زمان ریاست دانشگاه آقای دکتر ظفرقندی، همچنان در مرکز تصویربرداری پزشکی مشغول بودم. به کمک همکاران به مدل سازی کارهای تحقیقاتی در دنیا پرداختیم که ثمره آن 25 نوآوری در عرصه رادیولوژی تهاجمی است و سپس تصمیم گرفتیم یک مرکز تحقیقات داشته باشیم که با کمک دوستان این مرکز رشد جدی کرد بطوریکه  سالانه حدود 30 مقاله تولید میکند. لازم به ذکر است که این مرکز قطب رادیو لوژی کشور و مادر رادیو لوژی نوین و تهاجمی است این کار در با تلاش شبانه روزی ، بدون حمایت جدی دانشگاه  و با بودجه بسیار کم صورت گرفت. این فعالیتها   باعث شد آرام آرام با خارج ازکشور و با دانشگاههای دنیا با اروپا و امریکا کانال ارتباطی بر قرار نمائیم. درحال حاضر در مرکز از سیستم ایزو استفاده می شود. و برای حاکمیت بالینی و پرسنل زیاد تلاش کردیم . روش مدیریتی من در این مجموعه، روش میدانی است، به این صورت که به نوعی واگذارکردن کلیه امور اداری به همکاران ولی تحت نظارت این مدیریت است . من مدل مدیریت کشتی را می پسندم در کشتی نوعی ارتباط عمیق در همه سطوح بین کاپیتان و کارمندان کشتی است و بدون این هماهنگی  در همه سطوح، کشتی غرق می شود . افراد باید از آرامش کافی برخودار باشند .باید به پرسنل فرصت داد   حتی از ایده و افکار جدید و منطقی آنها، استفاده کرد و از طرفی آنان باید این احساس را داشته باشند که دستورات مدیر را باید اطاعت کنند این تجربه ای است که ما درجنگ بدست آوردیم

آقای دکتر چند آثار مکتوب ازخود دارید؟

بیش از صد مقاله و 8 کتاب گردآوری وترجمه کردم و یک تالیف بزرگ هم در مورد کار بیست ساله در زمینه اینترونشن در حال انجام دارم.  اکنون به عنوان استاد فعالیت میکنم  .

آقای دکتر چه شد که به جبهه رفتی ؟

در سال 59 به اتفاق خانواده به مشهد مهاجرت نمودیم و سال آخر دبیرستان را در مشهد به اتمام رساندم همزمان با آن عضو بسیج مدرسه هم بودم و بعد با بسیج سپاه همکاری کردم و در ادامه به عضویت سپاه پاسداران درآمدم. سال 61 همزمان با عملیا ت بیت المقدس و رمضان اعزام ما به جبهه شروع شد و درعملیات مسلم بن عقیل درتیپ 21 امام رضا به عنوان مسئول بهداری انتخاب شدم و  در عملیات والفجر یک در گردان جندالله لشکر جواد الائمه معاون گردان بودم  در این عملیات  مجروح شدم این مجروحیت با هفتاد درصد سوختگی و شکستگی پای راست در وضعیت نزدیک به کما در بهارسال62 پیش آمد ، هفت هشت روز از این ماجرا گذشت و متوجه شدم که  ما را در بخش آی سی یو بیمارستان  شهید مطهری بستری کردند  پروسه درمان دو ماه طول کشید در آن زمان متوجه شدم که درکنکور 61 قبول شدم ولی چون همزمان با مجروحیتم بود و دیر متوجه شدم و نتوانستم ادامه تحصیل بدهم .تا اینکه  مجددا در سال 63 در کنکور شرکت کردم و در دانشگاه  علوم پزشکی  تهران پذیرفته شدم. دو سال بعد  در سال 65  دوباره  به باختران اعزام شدم برای کمک  به مجروحین شیمیایی محل استقرارما در ورزشگاهی در باختران بود همزمان عراق بمباران موشکی  را شروع کرده بود در باختران  در اثر بمباران موشکی از ناحیه سر و پا مجددا مجروح شدم .

چه خاطراتی از جبهه دارید؟

من هنوز با خاطرات آن زمان زندگی میکنم یادم است اولین روزی که با بچه ها به جبهه جنوب رفتیم در یک غروب خاص مشغول به نماز بودیم با خود فکر می کردم که انگار به دنیایی دیگر وارد شدم احساس می کردم در بهشت زندگی می کنم و ز دنیامنفک ا شده ایم می خواهم بگویم که رهبانیت در اسلام وجود ندارد پیامبر (ص) می فرماید رهبانیت امت من جهاد است در واقع از تمام تعلقات دنیا دورشدن است و  عاملی که ما را به اینجا کشانده بود لطف الهی بو د  فرصتی بود که متوجه بشویم که نفس چقدر می تواند تربیت شود و چقدر بالا برود خیلی ها در آن برهه زمانی رشد کردند و بالا رفتند (منظورشهدا) امیدوارم خداوند ما را با آنان محشور نماید . شرایط خیلی  معنوی بود افراد رفتارهای بسیار خوبی با هم داشتند همه دوست داشتند خادم یکدیگر باشند  در واقع یک نوع مدل اجتماعی جدید در کنار یکدیگر تجربه میکردند ولی در این برهه  انسانها بدنبال رقابت های مادی هستند آن زمان رقابت از خود گذشتن بود و انسان به دنبال تعالی بود می خواهم بگویم قطعا آن دوره هیچ وقت بوجود نخواهد آمد. شما  اگر به هرم مازلو نگاه کنید تعریفی که از زندگی اجتماعی انسانها گفته که نیاز انسان به آب وغذا وخواب و میل به نیازهای جنسی دارند و بعد ازآن بدنبال پست و مقام و پول و بعدکه برویم بالاتر تازه به تعالی می رسد درصورتیکه آن زمان بچه های جبهه بدون هیچ چیز بدنبال تعالی بودند، فقط درحد ضرورت بدنبال آب و غذا بودند و به نظر من اگرآن مدل درست آنالیز شود و یا اینکه درست بررسی شود قطعا" باز  قابل اجرا نخواهد بود چون آن دوره مختص به زمان خودش بود و دریچه ای بود که خداوند در آن دوره  باز کرد  به قول امام خمینی (ره) بعد از دوره رسول الله چنین دوره ای تکرار شد ولی این مدل می تواند درصدی برای نسل های آینده اجرایی شود.. پرکاری الان  ما از برکات آن زمان است. زمانی بود  که 20 ساعت  بطور مداوم کار می کردیم تنها چهارساعت استراحت بود البته بگویم جبهه تنها  جای آدمهای خوب نبود بلکه آدمهای دیگر هم می آمدند ولی یا ساخته شدند یا زیاد دوام نیآوردند و زود ماهیت آنها آشکار می شد و از طرفی انسانهای والامقامی بودند که بسیار شجاع و دلیر بودند  همین بچه ها با دست خالی و با سازماندهی  و  مدیریت ضعیف  باز در مقابل ابرقدرتها جنگیدند می خواهم بگویم جنگ ما با 27 کشور بود و تنها صدام در این قضیه نقش نداشت ولی هرگز تن به شکست درهیچ جبهه ایی ندادیم.

یکی از خاطرات:

  گردان ماه از سه طرف در محاصره بود  فقط از یک راه باریک می توانستیم به عقب برگردیم . یک عده از بچه ها عقب نشینی کردند و بعضی ها درآن گودال ها وکانالها ماندند وشهید شدند.  در بالای تپه ی 145 فکه مستقر بودیم یکسری از ماشینهای جنگی (به نام هایفا) عراقی بسرعت به طرف ما می آمدند و بچه ها با خود همین طور زمزمه میکردند و اظهار میکردند اگر اینها به سنگرهای ما برسند همه از بین می روند تعدادی از  بچه های کم سن و سال داوطلب شدند  با آرپی جی و تیربار به سمت دشمن حرکت کردند منطقه بسیار وسیعی  در پیش روی بود با چالاکی زیاد بعد از دو ساعت نیروهای دشمن زمین گیرشدند  آن عزیزان  یا شهید شدند و یا اسیر و بقیه به برکت فداکاری آنها نجات پیدا کردند.  در منطقه ای که با گذاشتن بشکه های انفجاری و مین های فراوان بچه ها با چه مشکلاتی خود را به جلو کشاندند و از آن همه موانع سخت عبور کردند من خودم شهیدی دیدم که با همان انبری که دردستش بود لای سیم خاردار خشک شده بود و تکه پاره های بدن آنها لای سیم خاردارها به جا مانده بود .منطقه ای به این بزرگی و بارانی از گلوله می آمد و نیروها با داشتن ایمانی قوی، توانستند بر دشمن زبون فایق آمده و آنها را ذلیل و خوار نمایند اینها نشانه  هایی است که خداوند به رزمندگان ما داده بود  . می توانم بگویم تجربه جنگ یک شاخص بود و توکل به خدا خیلی  مهم بود.

خوب است از رزمندگانی که درکنار ما بودند و شهید شدند نامی برده شود یکی از بچه های روحانی که از نیشابور اعزام شده بود و یا از علی خرمدل که از بچه های هم محلی ما بودند و درحدود هشت بار ایشان مجروح شده بود و یا از شهید سیه چرده نیشابوری که در روز قبل عملیات از من خواست که بر روی بدنش نامش را بنویسم   روز بعد از عملیات شهید شد ، او مرا از لبخند زیبایش حین شهادت مثاثر نمود و یا از شهید سید مهدی سیدین که یک نوجوان 13 ساله در حین سجده شهید شدند نامی برده باشیم و یا از خاطرات به جا مانده شهید ی که شب در خلوت خود در قبری که برای خود آماده کرده بود به نماز و راز و نیاز با معبود خود می پرداخت و اینها همه نشان از ایمان و اخلاصی بودکه در تک تک رزمندگان به وضوح دیده بودم و همیشه به یاد آنان هستم. الان اگر می بینیم برکتی در مملکت ما است همه از ثمره خون شهداء است. و اگر مشکلی بوجود می آید و سریع آن مشکل رفع    می شود بدانید خداوند به این کشور نظردارد و قطعا" از برکات خون شهداء است در واقع خون شهدا نمی گذارد اتفاقی بیفتد جنگ ما حادثه ا ی بی نظیر در تاریخ معاصر است و مشابه آن بعد از حادثه کربلا نداشتیم بعضی وقت ها آدم نمی تواند حق و باطل را به خوبی بشناسد. اما در جنگ تحمیلی یک جنایتکار وحشی حمله کرد و عده ای انسان با ایمان دفاع کردند این شفافیت گاهی پیدا نمی شود. من یک دوست زرتشتی در بیمارستان دارم که به دین خود مومن  است می گوید ایران یک قطعه از بهشت است. کشور ما دارای مردمی پاک و با ایمان است  حتی اگر به چادری که خانم ها  در حال حاضر دارند نگاه کنیم قبل از اسلام همین حجاب پوشش زنان زرتشتی ما بود و این فقط مختص به زنان در حال حاظر نیست طبق مطالعات صورت گرفته در طول تاریخ ما ایرانیان همیشه خداپرست بودیم .



دوستان دوران دفاع مقدس خودرا نام ببرید با این افراد در ارتباط هستید ؟

آقایان دکترحریرچی ، دکتر رییس کرمی در بیمارستان امام خمینی، دکتر رضایی در بیمارستان امیراعلم، دکترحسن توکلی ، دکترعلویان ، دکترجاویدان، و با تعدادی از بچه ها ی خارج از دانشگاه هنوز در ارتباط هستم. یک مثالی دارم  خوب است در اینجا بیان کنم می گویند کسی که بوی باروت به تنش خورده خیلی ضعیف است که بخواهد آن حالت را از دست بدهد بچه های جبهه وجنگ انسانهایی مدیر و مدبر هستندچون در آن شرایط سخت جبهه با سن کم تصمیم گیری را یاد گرفتیم   قوی و توانمند شد یم و به آن روزها قبطه  می خورم

آقای دکتر چگونه با مجروحیت کنارآمدید؟

با وجودی که دست راستم مجروح شده ولی با آن کار می کنم آنهم کار حساس و ظریف اینتر ونشن و نورو اینتر ونشن   و تفاوتی درجسم خود چه قبل وچه بعد حس نمی کنم  .

آیا برای ادامه درمان به خارج ازکشوراعزام شدید ؟

بله ، یکبار به مدت دو ماه به انگلستان رفتم و تجربه خوبی در این سفر بدست آوردم درآنجا با بعضی از قوانین و مقرات و نظم و انضباطی که در آن جامعه حاکم بود آشنا شدم .

 جنگ یک سری تبعات مثبت ومنفی دارد چگونه می توان امتیازات جنگ را برجسته کنیم و تبعات منفی راکاهش داد؟

مردم به دین رهبرانشان هستند و این مسئولین هستند که باید تغییردر خودشان ایجاد کنند اگر اشکالی در مردم دیده می شود این اشکال باید در مسئولین ریشه یابی کرد هر اصلاحی از راسش بایدصورت گیرد باید در اصل مدیریت جامعه تغییریابد تا بتوانیم این حرکت هم در مردم نهادینه نمود مهم ترین چیز اجرای قانون است که باید اجرا شود تا بتوانیم فرهنگ دفاع مقدس راگسترش دهیم تا این فرهنگ حفظ شود  دراصل اجرای قانون و نظم وانضباط باید در جامعه پیاده کرد  تا مردم  به رسم ورسوم جامعه خود عادت کنند. الان یکی از مشکلاتی که درجامعه داریم این است که بعد از جنگ مردم را به قناعت عادت دادیم یکدفعه آمدیم سیستم را باز کردیم و این باعث شد که فرهنگ ناصحیح غرب با زیاده خواهی بیشتردر جامعه رشدونمو پیدا کند و باعث شود که ضربه بخوریم و جبران آنها هم خیلی سخت است.

آقای دکتر ایثارگران قشرخاصی هستند اکنون درگیر  یکسری مشکلات اقتصادی و فرهنگی هستند شاید بتوان گفت فرهنگی بیشتر به نظرشما باید چکارکرد؟

درتمام دنیا به کسانی که درجنگ شرکت کردند احترام میگذارند   به جانبازان ویا کسانی که درگوشه آسایشگاه فراموش شده اند باید توجه  کرد وبه راحتی از کنارآنها نباید رد شد  به نیازهای درمانی  وبحث مسکن آنها باید بیشتر توجه شود   از نظرتوانایی جسمی  نسبت به بقیه  ضعیف ترهستند  اینان کسانی بودند که برای جنگ خیلی زحمت کشیدند و باید قدردان  زحمات چندین ساله ی آنها باشیم  اینان کسانی هستند حتی دوست ندارند شناخته شوند وظیفه مسئولین است که از  آنها قدر دانی کنند   .

آقای دکتر خود ایثارگران برای سلامتی جسمی وروحی باید چکارکنند؟

 ورزش کنند ، به خودشان برسند مسئول هستیم اگر  کوچکترین خدشه به بدن خود وارد کنیم در واقع به نوعی دربرابربدن خود مسئول هستیم چون این بدن امانت خداست ومال ماست پس باید این امانت را به خدا برگردانیم .

جنابعالی  به چه ورزشی علاقه دارید؟

شنا ، اسکی وبعضی وقت ها فوتبال   البته به صورت حرفه ای نیست .

بهترین مقطع زندگی شما کی بوده؟

روزهایی که درخط مقدم بودم و درساعتهای عملیات که دیگرتکرارنمی شود .

چه کسانی درموفقیت شما نقش داشتند ؟

پدرم و مادرم ، بخصوص مادرم که بسیار انسانی با هوش قوی و توانمند هستند و بعد پدرم که خیلی زحمت کشیدند. یکی از دایی ها که در تربیت من موثر بودند و ما را انقلابی بار آوردند . عضو گروههای انقلابی بودند. خوب است از معلم هایم یادی کرده باشم که یکی از آنان آقای مقیمی و دیگری آقای نجفی که این دو نفر نقش بسزایی در تعلیم و تربیت داشتند و  دیدگاه ما را نسبت به دنیا عوض کردند. از دیگر اساتید می توانم حاج آقای شمشیری که قدرت خارق العاده ای در قرآن و تسلط عجبیی در احادیث دارند را نام ببرم.

حرف آخر ؟

قرآن گفته اگر راه حق را  بروید که خدا کمک می کند و برکت می دهد و حتما هم موفق می شوید.

خبر قبلی - خبر بعدی صفحه مناسب چاپ پیشنهاد این صفحه از این خبر یک pdf بساز


سایر خبرها
۱۳۹۶/۴/۲۸ ۹:۲۰:۰۰ - شهادت جان‌سوز رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه‌السلام تسلیت باد
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۵۱:۰۴ - جملات الهام بخش برای زندگی
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۴۹:۳۴ - جملات الهام بخش برای زندگی
۱۳۹۶/۴/۲۰ ۱۱:۴۸:۰۶ - جملات الهام بخش برای زندگی
۱۳۹۶/۴/۱۳ ۱۰:۱۳:۱۹ - جملات الهام بخش برای زندگی

 

وبساز : منصور سرلک

شماره تماس : 09395296868